سلام
مدت زیادی می گذشت که من درست و حسابی وقت نمی کردم یا اصلا فرصت و شرایط محیا نبود که بنویسم و الان هم خدا رو شکر با تاریخی که نگاه میکردم دیدم بعده ۷ماه! بازم خوبه تونستم بنویسم.
قبلا اینو بلاگو واسه خودم و بر و بچه های دانشگاه درست کردم که شرایطی باشه ارتباط داشته باشیم از شرایط همدیگه و درس و استاد و از این چیزا. اما الان دیگه میخوام نوشته های خودم و مسائلی که میگذره پیرامون محیط زندگیمو بنویسم.
امشب مهمون داشتبم و شرایطی پیش اومد که باز از دست خودم ناراحت شدم یعنی سوتی بدی دادم.بعدا بیشتر مینویسم الان دیگه دیر وقته و فردا میبایست برم دانشگاه که این هفته تا حالا فقط شنبه رفتم که اوضاع خیلی خرابه.
در ضمن این عکسو الان دیدم حیفم اومد نزارمش
